|
الماس شرق
زندگی نامه و آهنگ های احمد ظاهر
| ||
|
احمد ظاهر از جمله هنرمندانی خوش صدا و مبتکر در افغانستان به حساب می آید که با همکاری شماری از دوستان و همکاران نزدیکش همچون استاد ننگلالی، سلیم سرمست و زلان و ظاهر هویدا توانست تغییرات ویژه ای را بر موسیقی کلاسیک افغانی به وجود آورد و موسیقی آماتور را بنیانگذاری کند. برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 16:36 ] [ ]
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی ماند که خون بر آستانم میرود محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم مییرود برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم میرود با آن همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود شب تا سحر مینغنوم و اندرز کس مینشنوم وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من گر چه نباشد کار من هم کار از آنم میرود در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا طاقت نمیارم جفا کار از فغانم میرود برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم [ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 10:17 ] [ ]
تو را می خواهم و دانم که هرگز برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 18:5 ] [ ]
شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی
صفا کردی و درویشی بمیرم خاک پایت را که شاهی محشتم بودی و با درویش سر کردی
چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوس همای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی مگر از گوشهی چشمی وگر طرحی دگر ریزی که از آن یک نظر بنیاد من زیر و زبر کردی به یاد چشم تو انسم بود با لالهی وحشی غزال من مرا سرگشتهی کوه و کمر کردی به گردشهای چشم آسمانی از همان اول مرا در عشق از این آفاق گردیها خبر کردی به شعر شهریار اکنون سرافشانند در آفاق چه خوش پیرانه سر ما را به شیدائی سمر کردی برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 18:3 ] [ ]
همه
یارانم به پریشانی که سیه شام و سحری دارم
برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 17:56 ] [ ]
برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 16:44 ] [ ]
پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت ما را دگر چه چشم امیدی ز پیری است گو بعد من کسی نکند هیچ یاد من ای غرقه باد کشتی عمری که روز و شب از دست کار من شد و جانم بلب رسید با سادگی بساز نظاما که سهلتر برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 16:43 ] [ ]
ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم چرا بیهوده می گوئی، دل چون آهنی دارم نمی دانی، نمی دانی، که من جز چشم افسونگر در این جام لبانم، باده مرد افکنی دارم
چرا بیهوده می کوشی که بگریزی ز آغوشم از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت آغوشی نمی ترسی، نمی ترسی، که بنویسند نامت را به سنگ تیره گوری، شب غمناک خاموشی
بیا دنیا نمی ارزد باین پرهیز و این دوری فدای لحظه ای شادی کن این رؤیای هستی را لبت را بر لبم بگذار کز این ساغر پر می چنان مستت کنم تا خود بدانی قدر مستی را
ترا افسون چشمانم ز ره برده است و می دانم که سرتاپا بسوز خواهشی بیمار می سوزی دروغ است این اگر، پس آن دو چشم رازگویت را چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی برچسبها: احمدظاهر, دانلود آهنگ های احمد ظاهر, الماس شرق, خدابود یارت, او بانو بانو جانم, قدح را سر کنی, من نینوازم, مرغ اسیر [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 16:41 ] [ ]
|
||
| [ تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است ] | ||